مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده
هر که در عشق رکب خورده کنار افتاده
فصل تا فصل خدا بى تو هوا یک نفره است
از سرم میل به پاییز و بهار افتاده
هر دو سرخیم ولى فاصله ی ما از هم
پرده هایى است که در قلب ان
برچسب:
نویسنده: مینا یوسفی

خدا را شاکرم . به خاطر همه چیز .
به امید دیدار دوباره . یا حق
برچسب:
نویسنده: مینا یوسفی
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر ، نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
برچسب:
نویسنده: مینا یوسفی
ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون بادبه گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد
کوچ تا چند؟! مگر میشود از خویش گریختبال تنها غم غربت به پرستوها داد
اینکه مردم نشناسند تو را غربت نیستغربت آن است که یاران ببرندت ا
برچسب:
نویسنده: مینا یوسفی
کمکی کُنبا هم این پنجره, را باز کنیمتا نگوییم هوایِ خانه یِ بی دَرِمان دلتنگ است .بگذاریم در این تنهاییواژه ها پاک شوند ،جمله ها را به تماشایِ حقیقت ببریم و کتابی بنویسیم که در آنهیچ کس غمگین نیست .بن
برچسب:
نویسنده: مینا یوسفی

برچسب:
نویسنده: مینا یوسفی
مگسی, را کشتم, نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد استو نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد استطفل معصوم به دور سر من می چرخید،به خیالش قندمیا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!ای دو صد نور به قب
برچسب:
نویسنده: مینا یوسفی